مناظره
فکر میکنم روز بعد از مناظره بود که مراسم سالگرد امام در بهشت زهرا بود. سبزها هم آمده بودند و شلوغ بود و درگیری در حد پرتاب اشیا به سمت همدیگر. حزب اللهی ها شعار می دادند «مناظره عالی بود، جای امام خالی بود». البته آنها به شدت عصبانی شدند. اصلاح طلبان و سبزها را می گویم. بعد از مناظره چنان غیظی در درونشان پدید آمد که انگار هیچ وقت رفع نخواهد شد. به همان خاطر هم هست که هنوز هم بعد از ماه ها اگر ازشان بپرسی چرا شهر را به هم ریخته اند جواب میدهند فلانی در مناظره شروع کرد. در مناظره های بعدی با کروبی و رضایی هم احمدی نژاد پیروز مطلق بود.
فکر میکنم سر امتناع اصلاح طلبان از شرکت در مناظره های برنامه اخیر رو به فردا را هم باید در همین جا جستجو کرد. آنها هر چقدر هم که بخواهند پرده دری کنند باز هم در مناظره شکست می خورند. بنابراین کوچکترین علاقه ای به شرکت در این مناظره ها ندارند. آنها عادت کرده اند که میان طرفداران خودشان باشند. آنقدر جو بسته ای دور خودشان ایجاد کردند که هیچ وقت نیازی ندیدند با دیگرانی که شاید وجود داشته باشند و آنها را قبول نداشته باشند رویارو شوند و محک بخورند. اصلاً سبزها آنقدر آدمهای مستبدی هستند که با جوی که ایجاد کردند به هیچ احدی حق مخالفت در برابر خودشان را نمی دادند. مخالفانشان را وادار به سکوت کردند و در فضای سکوتی که به وجود آمد تصور کردند هیچ مخالفی وجود ندارد. این شد که وقتی مردم در رای گیری مخفی در پای صندوق ها چیز دیگری گفتند سبزها به ناگاه شوک زده شدند و تصور کردند تقلبی صورت گرفته است.
آنها آنقدر بسته بودند که هیچ وقت نیازی ندیدند استدلال های خود را با مخالفان محک بزنند. نتیجه آن است که قادر نیستند در یک مناظره شرکت کرده و به طور معنی داری طرف خود را تحت تاثیر قرار دهند. این در حالی است که مخالفان آنها در طی هجوم تبلیغاتی 5 سال اخیر به احمدی نژاد و ولایت فقیه آب دیده شده اند و اتفاقا بسیار آماده هستند که استدلال های مخالف خود را علی رغم جو سنگین حاکم بر روزنامه ها و روشن فکران ارائه دهند. بنابراین انتظار بیهوده ای خواهد بود اگر فکر کنیم سبزها آماده گفت و شنود هستند. نه آنها از گفتگو هراسانند.
