تبليغاتX
پیاده رو خاطرات

پیاده رو خاطرات

گاه نوشته های فرزان حدادی

تغییر آدرس

به دلیل مشکلات مکرر سرویس دهنده بلاگفا فعلا به آدرسی در میهن بلاگ نقل مکان می کنم: مهاجراً الی الله.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم مهر 1389ساعت 13:44  توسط فرزان حدادی  | 

دیپلماسی عمومی


        در هفته ای که گذشت احمدی نژاد بار دیگر علی رغم تردیدها شگفتی آفرید. مردی که همواره پیروز است، این بار در درون خاک دشمن به تنهایی و با پشتوانه ملت ایران نظام سیاسی آمریکا و بلکه غرب را به شدت به چالش کشید و به هم ریخت. علی رغم تمام پیش بینی ها برای مقابله با احمدی نژاد، اوباما بار دیگر و این بار عمیقتر غافلگیر شد به نحوی که هنوز سخنرانی احمدی نژاد تمام نشده خودش را به نزدیکترین بلندگو رساند تا بگوید من هنوز هستم. 11 سپتامبر، دروغ بزرگی است که تبدیل به پاشنه آشیل آمریکا شده است. امپراطوری ای که برای حفظ سلطه جبارانه خود به نسل کشی مردم خودش و سایر کشورها روی آورده در سالهای اخیر با دوپینگ 11 سپتامبر دست به حرکات جنون آمیزی زده است. تصور می کند اشغال عراق برای او موفقیتی است و نمی داند که بزودی مردم منطقه ریشه او و همکارانش را خواهند کند. یک دلیلش همین که برای این دخالتهای نظامی مستقیم دروغ بزرگی را بهانه کرد که افکار عمومی همه جهان را بر علیه این کشور برانگیخت. آمریکا می خواست 11 سپتامبر را تبدیل به یک بت مقدس دیگر مثل هولوکاست نماید اما بدبختانه این بار دیگر چندان بخت یار او نبود. محققین مستقل و افکار عمومی بدگمان مثل خوره به جان حاکمان این کشور افتاده بود تا جایی که در آخرین تحول احمدی نژاد حرف دل مردم آمریکا را در تریبون سازمان ملل بیان کرد و باعث بی آبرویی گسترده اوباما شد. اوباما آنقدر دستپاچه شد که نفهمید واکنش شتابزده اش چقدر این زخم را عمیق تر کرد. احمدی نژاد نشان داد اگر رییس جمهور آمریکا می تواند درباره مسایل داخلی ایران سخن بگوید رییس جمهور ایران هم می تواند پاشنه آشیل آمریکا را مورد هدف قرار دهد آن هم چنان عالی که بلافاصله تمام نظرسنجی های بین المللی با اختلاف گسترده رای به پیروزی احمدی نژاد در این دور از بازی بزرگ دادند. بله متاسفانه دنیا تغییر کرده، اگر روزی فقط سی ان ان بود الان الجزیره هم هست و پرس تی وی هم آمده. اگر روزی مدیریت افکار عمومی بین المللی دست آمریکا بود الان دست به دست می چرخد. البته آمریکا آخرین کسی خواهد بود که به این موضوع اعتراف خواهد کرد. هنوز کمی زود است.

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم مهر 1389ساعت 16:17  توسط فرزان حدادی  | 

قرآن سوزی


        چند روز قبل، در جلوی کاخ سفید قرآن عظیم را آتش زدند، خواستند بگویند، که اسلام دین صلح نیست، رییسشان پیغام داد که جان سربازانمان به خطر می افتد ..... واژگونی حقیقت را هیچ وقت تا این حد ندیده بودم. اما در دنیای واقعی چه خبر است؟ یک دهه است که مستقیماً به کشورهای اسلامی حمله کرده اند، دو کشور را با زور اشغال کرده اند، تعداد بیشتری را هم بدون مقاومت تسلیم کرده اند، نیروهایشان هر روز مسلمان می کشند، باز هم می گویند اسلام دین صلح نیست؟ نگران جان سربازان اشغالگرشان هستند، گویی جای مهاجم و مورد تهاجم تغییر کرده است. هیچ وقت جان مسلمانان این قدر بی اهمیت بوده است؟ هر روز هواپیماهایشان مردم مصیبت زده پاکستان را به خاک و خون می کشند اما از هیچ ابراز نگرانی خبری نیست، آن وقت نگران پیامدهای خشونت آمیز سوزاندن قرآن هستند؟ هر روز مسلمانان را می کشند و آن وقت برای حکم اعدام یک خائن سینه چاک می کنند. حرف هایشان اینقدر از واقعیت فاصله گرفته که جز تحیر پاسخی برنمی انگیزد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم شهریور 1389ساعت 10:53  توسط فرزان حدادی  | 

باقیات السبزها


        اکنون که سالی از تولد و مرگ فتنه 88 می گذرد هر روز یادشان می کنم. وقتی از جلوی صندوق صدقاتی رد می شوم و می خواهم پولی درون آن بیندازم آدامس دهنی سبزها هنوز به شکاف آن چسبیده تا مانع از صدقه دادن مردم بشود. واقعا چه فکر می کردند؟ حاکمیتی که تمام خزانه مملکت را در دست دارد نیازی به استفاده از صدقه برای حفظ خودش دارد؟ وانگهی امامان ما فرمودند هر دیناری از صدقه که به دست امام برسد بسیار ارزشمندتر از سایر صدقات است. مثل منافقین مدینه که به مردم می گفتند به یاران پیامبر انفاق نکنید تا از دور او پراکنده شوند و خدا چه خوب جواب داد که تمام خزائن آسمان و زمین از آن من است ..... 

        اما این تنها ترکه فتنه 88 نیست. فتنه پیش از هر چیز عبارت بود از خروج بر ضد اسلام و این تنها چیزی است که از فتنه در یادها باقی مانده. احمدی نژاد از نظر سبزها می تواند خوب باشد (مثل ماجرای برخورد با بدحجابی) یا بد، رهبری می تواند خوب باشد یا بد. آنچه برابرنهاد فتنه بود اسلام بود. جسارت در ابراز علنی مخالفت با اسلام چیزی بود که تا به حال کسی به آن دست نیازیده بود الا اندکی مثل آغاجری که محکوم به ارتداد بودند اما فتنه 88 به تعبیری یک انکار دسته جمعی بود. شعار علیه اصل ولایت فقیه معنایی جز نفی حاکمیت اسلام نداشت بگذریم از هر تعبیر روشنفکرانه که بر آن بار کنند. شعار علیه حجاب جز نفی اسلام نبود. شعار علیه دفاع از فلسطین، شعار علیه مقابله با آمریکا، شعار علیه استقلال خواهی، همه تنها یک جوهره داشت و آن نفی اسلام به مثابه هسته اصلی حقیقت بود. 

        بنابراین اگر بعد از فتنه دیدید دیگر کسی جرات ندارد با بدحجابها مقابله کند، اگر دیدید به راحتی حجاب را کنار می گذارند، اگر دیدید به راحتی حریم ولایت را می شکنند، اگر دیدید به راحتی روزه می خورند .... تعجب نکنید، به قول امام اسلام سیلی خورده است و قدرت سابق خودش را از دست داده است. بنابراین چه بدانند چه ندانند هر کسی که قدمی در راه فتنه 88 برداشت در هر گناه علنی ای که این روزها با جرات انجام می شود شریک است و چه بد باری بر دوش آنهاست.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم شهریور 1389ساعت 15:23  توسط فرزان حدادی  | 

خدا و روح


         آیا خدا هست؟ آیا روح وجود خارجی دارد؟ منشا حیات چیست؟ آیا انسان یک ماشین است؟ آیا ماشینها روزی از ما بهتر خواهند شد؟ اگر خواننده قدیمی باشید حتما مطلبی که در زمینه منشا حیات نوشته بودم را به خاطر دارید. فریتیوف کاپرا فیزیکدان برجسته ادعا می کند حیات چیزی به جز تعاملات غیرخطی یک سیستم مادی نیست. او تا حدودی موفق می شود مکانیسم ساخت یک سلول زنده را توضیح دهد، همانطور که داروین زمانی موفق شد مکانیسم ایجاد موجودات پیچیده امروزی را توضیح دهد. اگر کسی بتواند حیات را به یک فرآیند مادی صرف تقلیل دهد بلافاصله وجود خدا هم زیر سوال خواهد رفت.

ما تاریخ تمدن می نویسیم و سیر پیشرفت اختراعات بشر را با افتخار توضیح می دهیم. ما می گوییم بشر کشتی را اختراع کرد. خدا در قرآن می گوید ما کشتی را آفریدیم. ما می گوییم بشر به دانش و فناوری کشاورزی دست یافت. خدا می گوید بنگرید که چگونه دانه ها را برای شما رویاندیم. تو تیراندازی نکردی خدا بود که تیر انداخت، شما کفار را نکشتید فرشتگان نشاندار خدا آنها را کشتند. متوجه تفاوتها می شوید؟ از زمین تا آسمان است. یکی خداباوری است و یکی خداناباوری. خوب شد قرآن امروز نازل نشد وگرنه خدا می گفت کامپیوتر را من برای خدمت به شما آفریدم! 

یکی می گوید روح تنها اسم رمزی است برای فرآیندهای مادی تنفسی و جریان مداوم ماده به و از موجود زنده. خدا می گوید انسان که هیچ در و دیوار هم روح دارد، آگاه است و ناظر اعمال شماست. در بینش اسلامی سنگ در ظهر عاشورا خون می گرید و در بینش علمی گریه فرآیند تکامل یافته برای شستشوی چشم از غبار است. 

برای اثبات وجود خدا از قاعده نفی تسلسل کمک می گرفتیم و مگر امروز قرنها نیست که دانش بشر برای یافتن توضیح نهایی برای عالم مادی دچار تسلسل شده است؟ نظم کائنات را نیوتن به یک معادله فروکاست، برای توضیح آن معادله معادلات بیشتری لازم شد و سیری که هیچ امیدی به پایان یافتن آن نیست. البته علم بیهوده نیست، در این تسلسل ما چیزهای بیشتری آموخته ایم اما خط پایان کجاست؟ راستی اگر خدایی باشد که عالم ماده را آفریده باشد، اگر سلسله مراتبی بین ماده و معنا در عالم باشد، پس هر جسمی امتدادی در عالم معنا نیز خواهد داشت و هر جسمی بهره ای از تمام کمالات از جمله حیات و آگاهی و به عبارت دیگر روح خواهد داشت. پیامبر خدا با مردگان سخن می گفت و وقتی به وی اعتراض کردند که اینها مرده اند و دیگر چیزی نمی شنوند گفت اکنون آنها از شما شنواترند. کدام استاد دانشگاهی می تواند این را برای من توضیح دهد؟ با کدام معادله و از کدام رفرنس بین المللی؟ 

+ نوشته شده در  جمعه پنجم شهریور 1389ساعت 19:4  توسط فرزان حدادی  |